درباره پروژه
خوانش بستر پروژه، ما را با دو ساختار متفاوت مواجه میکند؛ از یک سو بافت تاریخی و زیارتی پیرامون حرم با مقیاسهای ریزدانه، هندسههای مرکزگرا و مسیرهایی که در امتداد حرکت زائر به حرم منتهی میشوند، و از سوی دیگر ساختار جدید شهری با قطعات و تودههای بزرگمقیاس و نظمی متأثر از گرید شهری. در طرح پیشنهادی، این دوگانگی به مبنای شکلگیری سازمان فضایی پروژه تبدیل شده است. گذر عمومی ۸ متری، بهعنوان یکی از الزامات پروژه، در نقش مفصل میان دو منطق فضایی قرار میگیرد؛ در یک سوی آن، بخش سنتی با هندسهای مرکزگرا، فضاهای جمعی و مقیاس انسانی شکل میگیرد و در سوی دیگر، بخش معاصر بر پایه نظمی خطی، گرید شهری و مقیاس بزرگتر سازمان مییابد. این دوگانگی در تودهگذاری نیز ادامه پیدا میکند؛ از خردهتودههای ریزدانه و انسانی در تراز همکفِ بخش تاریخی تا تودههای بزرگ و یکپارچه در بخش معاصر. در بخش تاریخی، خردهتودههای کوچکمقیاس در تراز همکف شکل گرفته و ابرتودهای یکپارچه بر فراز آنها قرار میگیرد؛ ترکیبی که رابطه میان مقیاس پیاده و مقیاس شهری را در یک ساختار معماری واحد بازتعریف میکند. این دوگانگی در نحوه مواجهه پروژه با شهر و فضای درونی آن نیز تداوم مییابد؛ در جبهههای شهری، بنا با حضوری آرام، متین و زمینهگرا، در احترام به حرم مطهر از نمایش و خودنمایی پرهیز میکند؛ در حالی که در فضای درونی، معماری گشودهتر، عمیقتر و درونگراتر میشود و با استفاده از حیاطها، مسیرها و قوسهای بازخوانیشده، کیفیتی متفاوت از زندگی و تجربه فضایی را شکل میدهد. در این میان، مسجد ۲۵۰ مترمربعی نیز در امتداد گذر ۸ متری و در ساختار هندسی بخش سنتی سایت جای میگیرد؛ بهگونهای که حضور آن نه به ایجاد یک مرکزیت جدید و نه به شکلگیری نظمی مستقل منجر میشود. مسجد از ابتدا در منطق هندسی و سازمان فضایی پروژه تعریف شده و همراستا با ساختار موجود سایت، بهعنوان بخشی از کلیت آن خوانده میشود؛ بنابراین بدون تحمیل شخصیت یا هندسهای جداگانه، در پیوستار فضایی پروژه حل میشود.
نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است.