اطلاعات پروژه
علیرضا امیری
توضیحات پروژه
طراحی خوابگاه متأهلین دانشجویی حاضر، در پاسخ به خلأ ساختاری فضاهای اقامتی طراحی شده از بنیاد (نه تطبیقیافته) برای دانشجویان متأهل، به ویژه در کلانشهرهای دانشگاهی، شکل گرفته است. آنچه معمولاً تحت عنوان خوابگاه متأهلین ارائه میشود، اغلب حاصل تغییرکاربری بناهای نامناسب یا انبوهسازیهای فاقد انعطاف فضایی و بیتوجه به الگوهای زیستی خانواده ایرانی است. پروژه حاضر با آگاهی از این مسئله، از مرحله جانمایی و شکلدهی کالبدی (از صفر) و با اتکا به نظام معنایی‑هندسی معماری ایرانی طراحی گردیده است. این نگاه از ساماندهی کلان سایت (چیدمان بلوکها، محوربندی، تعیین عرصهها) تا مقیاس جزئیات اجرایی (نحوه اتصال مصالح، گرههای ساختاری، پوششها) جاری است و اصولی چون تداوم سلسلهمراتب فضایی، محرمیت تدریجی، مرکزیت حیاط به مثابه «فضای میانتهی سازمانبخش»، همسازی با اقلیم از طریق جدارههای فربه و نورگیرهای عمیق، و بازتولید الگوی ایوان‑رواق را در زبانی معاصر پی میجوید. غایت اصلی این پروژه، القای «حس خانه» علیرغم ماهیت موقتی سکونت دانشجویی است. این مقصود از طریق چندین سازوکار کالبدی‑ادراکی پیگیری شده است: تعریف آستانههای فضایی میان عرصه عمومی کوچه و عرصه نیمهخصوصی مجموعه و سپس عرصه خصوصی واحد که شدت محرمیت را پلکانی میکند؛ خوانایی درون‑بیرون از طریق گشودگیهای کنترلشده و دیدهای غیرمستقیم به حیاط مرکزی؛ بهرهمندی از مصالح بومی با قابلیت کهنهشدن شاعرانه (آجر و چوب) که خاطرهانگیزی و دیرپایی بصری را افزایش میدهد؛ تنوع در ریتم فضایی و ژرفای دید در راهروها و نشیمنهای اشتراکی تا ساکنان از احساس راهروی طویل و یکنواخت خوابگاهی برهند؛ و پیشبینی قابلیت دخل و تصرف محدود در چیدمان داخلی واحدها (انعطاف پلان) که عاملی کلیدی در دلبستگی به مکان است. این تمهیدات، در کنار تأکید بر نورگیری غیرمستقیم از طریق نورگیرهای شفته (عمودی) و سایهاندازی پیشآمدگیها، تجربهای پدیدارشناختی از سکونت خلق میکند که از تقلیل خوابگاه به «سرپناهی موقت و حداقلی» فراتر رفته و زمینهساز شکلگیری خاطرات جمعی و تعلقخاطر میشود. برنامه فیزیکی مجموعه بر پایه «اختلاط هوشمندانه کارکردهای پشتیبان» تدوین شده است تا چرخه روزانه خانواده دانشجویی (از خرید و مطالعه تا فراغت و بازی کودک) در درون سایت و با حداکثر اتکا به دسترسی پیاده پاسخ یابد. این برنامه شامل واحدهای مسکونی، سرای تامین مایحتاج روزانه، قرائتخانه با منطقهبندی سکوت و بخش نشست غیررسمی، سالن کار اشتراکی مجهز به زیرساخت صوت و تصویر و میزهای قابل جابجایی، کافیشاپ به مثابه فضای سوم (میان خانه و دانشگاه)، پهنه بازی کودک با تجهیزات حسی‑حرکتی و نظارت غیرمستقیم والدین از نشیمنهای مجاور، و راه سلامت (مسیری مدور ، دوچرخهروی ایمن و سکوهای نشستن با سایهبان) میشود. ساماندهی این فضاها حول محور حیاط مرکزی و شبکه گذرهای سایهدار، ضمن ایجاد شفافیت بصری و امکان نظارت طبیعی، بستر مناسبی برای رخدادهای برنامهریزینشده و همسایگی پویا فراهم میکند. در جمعبندی، پروژه حاضر تلاش دارد تا با بازخوانی نظاممند مفاهیم بنیادین معماری ایرانی و تلفیق آن با یک برنامه فیزیکی همهجانبه و نیازمحور، الگویی را برای خوابگاههای متأهلین عرضه کند که هم به ریشههای بومی و اقلیمی وفادار است و هم به نیاز شدید جامعه دانشجویی برای «خانهای هرچند موقتی اما با کیفیت زیسته» پاسخ میگوید. چنین رویکردی میتواند پارادایم طراحی سراهای دانشجویی را از «مسکن حداقلی» به «محیط مسکونی پشتیبان تحولات زندگی» ارتقا دهد.
نظرات